تبلیغات




رؤیای پرواز
به یاد خواهم داشت... هرچند اگر کسی به یادم نباشد، به جای خواهد ماند، این لحظه... این احساس... اکنون من پر است از پرواز در تنهایی

میشود بیایی؟


یک شب هایی هم هست
دستت به قلم نمیرود!
اسم این شب ها را گذاشته ام...
شبی که واژه سرگردان است.....!
باید تو باشی...
بنشینی روبه روی ام..!
خیره شوی به من!
تا بنویسم طرز نگاه کردنت را!
تا این واژه های سرگردان کمی آرام بگیرند!!
میشود کمی  هم لبخند بزنی؟!
گناه دارند کلمات بیچاره!!
بس که از نبودنت نوشتمشان رنگ باخته اند...
میخواهم با قلم و کاغذ مست کنم!
با واژه ها سماع کنم!!
فقط مانده ام با چشمانت چه کنم..؟
میشود چشمانت انتشارات نوشته هایم باشند...؟
و در صفحه اول بنویسم تقدیم به عطر تنت.....؟
میشود....؟
میخواهم از آمدن بنویسم....
از ماندن....
از بودن...
میشود بیایی و بمانی و نروی؟

#علی_سلطانی

نسرین ،6 شهریور 95، ساعت:00:33 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



جمعه


آشِنا دیرینِ من، 
روزی دگر هم بی‌تو رفت!

جمعه بود و زخم بود و
التهاب رفتنت…

#رویا_عابدینی


نسرین ،6 شهریور 95، ساعت:00:30 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



تنهایی



نسرین ،6 شهریور 95، ساعت:00:26 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



و عشق...


هزار کاکُلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من..
عشق را ای کاش
زبان سخن بود!

#احمد_شاملو


نسرین ،6 شهریور 95، ساعت:00:11 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بیا وداع کنیم!


بیا وداع کنیم ...
بیا وداع کنیم ...
اگر بنا باشد کسی از ما بماند ...
همان بِه که تو بمانی ...
"کینه ی" تو به کار این دنیا بیشتر می آید
تا عشق من !



نسرین ،5 شهریور 95، ساعت:11:26 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



گلدان کوچک پشت پنجره


باید بروم ...
دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!
من،
یک روز که خیلی دلتنگت بودم
دلم را همانجا
خاک کردم...


نسرین ،5 شهریور 95، ساعت:11:13 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نیمکت‌های دنیا را بد چیده‌اند...


آن سوی دنیا

روی نیمکتی دیگر 

کسی نشسته است 

که همه آن چه ندارد 

تویی!

"نیمکت های دنیا را بد چیده اند"...


نسرین ،5 شهریور 95، ساعت:10:43 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



یک نفر باید باشد که



بدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز را تعریف کنی
تمام حرف هایی که دارد آرام آرام درونت می گندد را به زبان بیاوری
از آن حرف هایی که شب ها موقع خواب به بی رحمانه ترین شکل ممکن به سرت هجوم می آورند
و رسالتشان این است که خواب را از تو بگیرند
حرف هایی که وسط قهقهه هم اگر یادشان بیوفتی لال می شوی!
یک نفر که وقتی تو دهن باز کردی نگوید آره می دانم، اصلا یک نفر باشد که هیچ چیز نداند
یک نفر باشد در این دنیا که نصیحت را بلد نباشد...
یک نفر که وقتی برایش تعریف میکنی که کارم دارد به جاهای باریک می کشد،
پوزخند نزند، به شوخی نگیرد
جدی بگیرد، خیلی هم جدی بگیرد،
آنقدر که یک سیلی جانانه مهمانت کند و با تمام قدرت اش بزند زیر گوشت
یک نفر که تجربه ی هیچ چیز را نداشته باشد،
مثل همه ی آنهایی که خود را علامه دهر می دانند نباشد!
وقتی که برایش تعریف میکنی دستپاچه شود، گوش بدهد،
برایت فتوای ابوموسی اشعری صادر نکند،
راه کار ندهد، فقط گوش کند ..
یک نفر که بداند این چیزهایی که تو تعریف میکنی جواب منطقی ندارد،
اصلا منطق در مقابل این حرف ها بیچاره است
خیلی از آدم ها میخواهند حرف بزنند صرفا برای اینکه دردشان آرام بگیرد
بعضی آدم ها درونشان روی کمربند زلزله است،
گاهی حرف می زنند تا ویرانی زلزله درونشان را به تعویق بیاندازند
حرف زدن گاهی مُسکن است،
آدم ها گاهی حرف می زنند نه برای اینکه چیزی بشنوند، نه اینکه کمک بخواهند
حرف می زنند که ویران نشوند
حرف می زنند که آرام بگیرند
مانند کسی که خود می داند چه روزی قرار است بمیرد، آرام می گیرند.
به قول آن رفیقمان که می گفت :
حرف هایی در دلم هست که حاضرم فقط به کسی بگویمشان که قرار است فردا بمیرد ...
همین.
 
"پویان اوحدی"


نسرین ،4 شهریور 95، ساعت:23:31 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



به یاد اخوان


امروز 4 شهریور سالگرد درگذشت مهدی اخوان ثالث است. پریشانِ پریشانگرد و مردی که از سرزمین فردوسی بود اما اگر فردوسی از ظفر حماسه می ساخت اخوان، شکست را حماسی می سرود چنانکه زمستان را باشکوه تر از بهار و تابستان را دژم تر از پادشاه فصل ها "پاییز":

حیف از تو ای مهتاب شهریور ، كه ناچار
باید بر این ویرانه محزون بتابی

وز هر كجا گیری سراغ زندگی را
افسوس، ای مهتاب شهریور، نیابی …

اینجا چرا می تابی ؟ ای مهتاب ، برگرد
این كهنه گورستان غمگین دیدنی نیست

جنبیدن خلقی كه خشنودند و خرسند
در دام یك زنجیر زرین ، دیدنی نیست !

#اخوان


نسرین ،4 شهریور 95، ساعت:22:58 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



آینه... من؛ تو!



آنقدر دوستت دارم که وقتی
جلوی آینه می ایستم
بیشتر تو را نشان می دهد




نسرین ،4 شهریور 95، ساعت:00:46 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



رویاها...


هرگز
هیچ رویایی
از نردبان خیالم بالا نرفت
جز کابوس تلخ
که جا خوش کرد
در ته فنجان ذهن
پیرزنی می کوبید
در هاون تنهایی اش
فالهای تعبیر نشده ام را
با دو جرعه
بوسه ی داغ
و رد شراب لبهایم
که جا مانده
در کناره ی فنجان


نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:21:44 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



از چه بترسیم؟!



از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی،
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقـی،
داشتن عقل اما اگاه نشدن از حقیقت،
داشتن قلبـی که هرگز نتپیده و نسوخته،
باید خیلـی ترسید!..



نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:17:42 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



امتحان



نیازی نیست انسانها را امتحان کنید کمی صبر کنید خودشان امتحانشان را پس می دهند !




نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:17:41 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



موسیقی نگاهِ تو


آن لحظه ها که مات ...
در انزوای خویش
یا در میان جمع ،
خاموش می نشینم ؛
موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم !

#فریدون_مشیری



نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:17:39 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



رویا



نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:17:37 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



او که از جان خودت دوست‌تَرَش می‌داری...


به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟
سر به تایید تکان دادی و گفتی آری!

عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جان خودت دوست‌تَرَش می‌داری...

#سیده_تكتم_حسینى




نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:01:22 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



من صبورم اما...


به خدا دست خودم نیست اگرمى رنجم
یا اگر شادى زیباى تو را
به غم غربت چشمان خودم میبندم
من صبورم اما
چه قدَر با همه ی عاشقى ام محزونم
و به یاد همه ى خاطره های گل سرخ
مثل یك شبنم افتاده ز غم مغمومم
من صبورم اما
بی دلیل از قفس كهنه ى شب مى ترسم
بى دلیل از همه ى تیرگى رنگ غروب
و چراغى كه تو را از شب متروك دلم دور كند
من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه مى داند چیست

#حمیدمصدق 




نسرین ،3 شهریور 95، ساعت:01:14 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



گاهی بهترین راه لبخند زدنه...




نسرین ،2 مرداد 95، ساعت:00:40 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



سفر


مرگ من سفری نیست
هجرتی ست
از سرزمینی که دوست نمی دارمش
بخاطر نامردمانش...

#احمد_شاملو


نسرین ،2 مرداد 95، ساعت:00:36 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



سلام رویای پرواز...


معجزه‌ها با باد رفته‌اند
و چشمانی که چشم مرا گرفت
همیشه در حاشیه‌ی آینه جا ماند
و پشت پنجره چقدر نیامد
آنکه قرار بود...

شاعر: ناشناس

من‌نوشت: بعد از 2 سال برگشتم... میخوام بیشتر بنویسم و باشم... دلتنگ اینجا بودم؛ خوشحال میشم منو پروازهامو بخونید... 

نسرین ،16 تیر 95، ساعت:01:35 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



معرفی نانی؛ خلق زیورآلات دستی من


سلام دوستای گلم 

خوشحال میشم به وبلاگ دومم به اسم زیورآلات دست‌ساز نانی یا به آدرس صفحه فیسبوکم به همین نام سر بزنید و کارای دست‌سازمو ببینید... 

امیدوارم از دیدنشون لذت ببرید 

توجه: برای ورود به وبلاگ یا فیسبوک روی اسم وبلاگ و فیسبوک کلیک کنید




نسرین ،12 خرداد 93، ساعت:00:04 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



فردا...




نسرین ،14 دی 92، ساعت:01:21 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



سالهاست که مرده‌ام!...


به ساعت نگاه میکنم
حدود  سه ی نصفه شب است!
چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم!
سوسوی چند چراغ مهربان
 و سایه های کش دار شب گردان خمیده
وخاکستری گسترده برحاشیه‌ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ اسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم چون کودکی‌ام
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آری!
از شوق به هوا می پرم و خوب میدانم
سالهاست که مرده‌ام!



نسرین ،12 دی 92، ساعت:01:01 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



دنیای من...


گاه می اندیشم ...

چندان مهم نیست اگر ،

هیچ از دنیا نداشته باشم !

همین مرا بس ...

که کوچه ای داشته باشم و باران

و انسان هایی در زندگیم باشند ،

که زلال تر از باران هستند ... !

(احمد شاملو)



نسرین ،12 دی 92، ساعت:00:48 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



امروز...


دست دلم را بگیر

مرا از دیروزهای خاطره ببر

ببر به فردایی که دوست دارم

گرچه من به امروزِ با تو هم قناعت می کنم!



نسرین ،12 دی 92، ساعت:00:27 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بهار خانه من...


مانند شعر نیما ابریست خانه‌ام
من گریه می کنم، شده باران بهانه‌ام

باران هزار و سیصد و چندین غزل سرود
در لابه لای دفتر شعر و ترانه‌ام

در گیر و دار فصل شکوفه، کلاغ‌ها
فرصت نمی‌دهند بروید جوانه‌ام

شاید بهار آمده از راه من ولی
چون کوه برف نشسته به شانه‌ام

اما قسم به این همه رخوت، بهار را
می آورم دوباره به تقویم خانه‌ام

نسرین ،12 دی 92، ساعت:00:00 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



مرا بخوان!


 تکّه‌های دلِ من‌اَند این شعرها
که دست‌به‌دست می‌روند.
مرا بخوان!
تا از چهار طرف
به سمتِ تو پرواز کنم

( رضا کاظمی )



نسرین ،1 آبان 92، ساعت:11:38 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



دلتنگم...



خسته ام فردا نگاهت رابرایم پست کن

یک بغل حال و هوایت رابرایم پست کن

گوشم از آواز غمگین سکوت شب پراست

لطفا آن لحن صدایت رابرایم پست کن



نسرین ،1 آبان 92، ساعت:11:25 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



انتظار آمدنت...



به ساعت من،
تو،
تمام قرارها را نیامده‌ای.
کدام نصف النهار را از قلم انداخته‌ام،
قرار روزهای بی‌قراریم!
کجای آسمان ببینمت؟
من از جست و جوی زمین خسته‌ام...

کامران رسول زاده


نسرین ،30 مهر 92، ساعت:11:12 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



دلم برایت تنگ میشود...


من دلم تنگ می شود
برای تو
برای هرآنچه که تکانم می دهد 
تـــــا تــامل خـــویش
بـــــــرای خاطراتمان
چیزهایی که تو، توهم می خوانیشان
دلــم کــه تنـــگ می شــود
پای لحظه های خالی از تو
بــساط اشک پهن می کــنم
گوش خیالم را به گذشته می چسبانم
صدایت را از امواج پراکنده ی زمان جمع می کنم
پژواک صدایت بر دیوار ذهن می کوبد 

پر از آواز می شوم از تو
مگرغیر از این است 
که توهم هم وجود دارد؟
باشد ... 
به خودم دروغ نمی گویم!
اما به حقیقت دقایق پریشان عاشقی سوگند

دلم برای تو تنگ می شود

برای این "توهم" دلم تنگ می شود
اگـــَـــــر دیوانگی نـیـسـت پَس چیست ؟؟؟

وقتی در این دُنیای بـه این بزرگــــی . . .

دلت فقط هـــــَـــــوای یک نفر را میڪُند...!!


نسرین ،30 مهر 92، ساعت:11:05 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif





تعداد کل صفحات : 10 1 2 3 4 5 6 7 ...