تبلیغات




رؤیای پرواز
به یاد خواهم داشت... هرچند اگر کسی به یادم نباشد، به جای خواهد ماند، این لحظه... این احساس... اکنون من پر است از پرواز در تنهایی

یک فنجان قهوه!


رنگِ سالِ گذشته را دارد همه یِ لحظه های ِ امسالم
سیصدو شصت و پنج حسرت را هم چنان می کشم به دنبالم

قهوه ات را بنوش و باور کن من به فنجانِ تو نمی گنجم
دیده ام در جهان نما چشمی که به تگرار می کِشَد فالم

:((یک نفر از غبار می آید ))! مژده یِ تازه یِ تو تکراری ست
یک نفر از غبار آمدو زد زخم هایِ همیشه بر بالم

باز در جمع تازه اضداد حال و روزی نگفتنی دارم
هم نمی دانَم از چه می خندم ! هم نمی دانم از چه می نالم

راستی در هوایِ شرجی ام دیدنِ دوستان تماشایی ست
به غریبی قسم نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم

دوستانی عمیق آمده اند چهره هایی که غرقِ شان شده ام
میوه های رسیده ای که هنوز من به باغِ کمالِ شان کالم

آه ... چندی ست شعر هایم را جز برایِ خودم نمی خوانم
شاید از بس صدای ِشان زده ام دوست دارند دوستان لالم

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif





نسرین ،6 فروردین 90، ساعت:05:13 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بی خیال...


بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده
اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه
ابری که از همه خاطره هات لبریزه
دلی که میخواد بمونه تنی که باید بره
حرفی که تو دلمه اما ندونی بهتره
بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده
بی خیال قلبی که این همه تنها مونده
آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه
واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،6 فروردین 90، ساعت:04:45 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



تولد آرزوها


رازهای سر به مهر!‌
غم های سخت
آرزوهای محال
همیشه بی دلیل حاضرند و مقتدر
و گاه گاه
قاه قاه می خندند
بی آنکه لحظه ای بیندیشند
هنوز متولد نشده اند!

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نسرین ،5 فروردین 90، ساعت:04:08 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



درد


و می گریم برایت با غمی سرد
غمی سرد و دلی سرشار از درد
تو دنیای منی ببین چه تنهام
خودم درد و دلم درد، لحظه هام درد
اگر تاب شنیدن از دلم هست
مرا بشنو، منم دردی پر از درد



http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نسرین ،5 فروردین 90، ساعت:04:07 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



فردای باشکوه


پرواز میکنم 
بر فراز لحظه ها
ابرهای دلتنگی بیشمارند
اما 
خورشید باشکوه فردا را 
خواهم یافت!
(89/7/18)




نسرین ،5 فروردین 90، ساعت:04:03 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



تاریکم! برایم شمع بیاور


شمعی بیاور
تاریک تاریکم
این راز پردردیست! 
این روزهای تلخ 
شب های وحشت زا 
کی میرسد فردا؟
(89/11/15)

نسرین ،5 فروردین 90، ساعت:04:01 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



تنهایی من


چقدر دلتنگی ام را دوست دارم 
هوای ابری ام را دوست دارم 
شبای بی ستاره با یه دنیا 
غم نادیده ام را دوست دارم 
دلم تنهاست اما پرغروره 
غرور این دلم را دوست دارم 
به دنیا گفته ام خوابش بگیره 
من این رویای تلخو دوست دارم 
تمام هستی ام این دل تنهاست 
که این تنهاییم را دوست دارم...
(89/1/15)

نسرین ،5 فروردین 90، ساعت:02:17 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



من! ماه و آسمان...


ماه پیوندیست میان آسمان و من

همیشه دریا طعم دلخوشی آفتاب را می دهد

شاید که خورشید در میانش نور می کارد

یا که آفتاب رقیب سرسخت ماه است که به انحنای وسیعش می بالد

دریا سراسر بی پروایی ست

وراز آن را نه ماه می داند

نه زنجره نه آفتاب ونه من

عاشقی دلبسته به افق

آیا تو می دانی؟

پریان زیادی در خاموشی دریا غرق شدند؟

اما همیشه دلخوش باش

خاموشی نیمی امید و همه اش مرگ است.


نسرین ،17 اسفند 89، ساعت:22:23 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



آرزو


آرزو کن زیبایی بهار را

آری آرزو کن

شاید این زورقی باشد

که از دوردستها برای نجاتمان می آید

شاید این آبی

دریا را به یادمان آرد.

 آرزو کن

قمری کنار پنجره من سالهاست پریده

ای کاش بالغ نمی شدم

ای کاش همیشه معصوم می ماندم

ای کاش هنوز هم وقتی پرنده را صدا می زدم می آمد

ای کاش بالغ نمی شدم

آرزو کن

آری آرزو کن

مژه ات به گونه چپت چسبیده است

این را آینه در گوشم گفت


نسرین ،17 اسفند 89، ساعت:22:18 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



پاییز من!...


پاییز من کولاباریست زخمی
با خنجری میان دو کتفم
شبانه...می گذرم...بی فانوس...
نقاب بر چهره می کشد ستاره
و ماه از پشت پرده سرک می کشد
قربانیش را می پاید
و من
در فصلی که بهار گره خورده است
گمشده ام را می جویم ...

نسرین ،6 دی 89، ساعت:22:44 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



من به تو ایمان دارم...


رویاهایت را رها مكن...

       بگذار هر روز رویایی باشد

       بگذار هر روز دلیلی باشد برای زندگی

                                                     رویاهایت را رها مكن...

        میدانم بسیار دشوار است

        و گاهی تردید می كنی كه به این همه می ارزد؟

         به زندگی اعتماد كن

          در آمدن آفتاب را بنگر و خدایت را ستایش كن

                                                              و من به تو ایمان دارم...



نسرین ،6 دی 89، ساعت:22:28 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



باز خواهم گشت!


 

باز خواهم گشت

روزی که لبخند ممنوع نیست

روزی که در افق ابر سیاهی نیست

یا لحظه ای درنگ؛ سرشار از تردید نیست

باز می گردم

روزی که قفل ها، دربندها، فریادها

تسخیر نیست

آن روز می شود پرواز کرد

یا مثل بلبلی در آشیانه اش

خواندن بدون ترس، آغاز کرد

آن روز دور نیست

آن روز پرشکوه

من با دو بال پرواز

باز خواهم گشت!



نسرین ،4 دی 89، ساعت:01:15 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



باز هم زمستان...


و باز هم سرمای دی ماه

و اندیشه هایش یخ زده

در سلول های تردید

باز هم تکرار مکرر اندوه عمر

نزدیک میشود؛

روزی که سخت باورش می کنم هنوز

و باز هم

بی یاد روزنه ای از نور

سرد سرد سرد می شوم

مثل کوهستان بی خورشید و دور!

باز هم آمد زمستان

فصل من، فصل عبور...

 


نسرین ،4 دی 89، ساعت:01:11 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بیا برگردیم به کودکی... اینجا عصر، عصر سردرد و قرص مسکن است!


چقدر خسته و کبودم از ضربه های بی رحمانه روزگار!

چقدر دلم می خواهد بنشینم کنار حوض آبی در ظهرهای گرم تابستان و هندوانه بخورم...

حوض، گرما و هندوانه؟! چه می گویم؟؟؟

عصر، عصر نسکافه و سردرد و قرص مسکن است... و من توقع بی جایی دارم! خب، حق بدهید که دلم برای کودکی ام تنگ بشود؛ برای ظهرهای تابستان و هوس آب بازی در گرمای ساعت 3 و ترس از بیدار شدن بابا که چرت نیمروزی اش نعمتی بود تا بدون هیچ کنترلی شیطنت کنیم...

حالا بعد از این سالهای مکرر که تبعید شده ام در بزرگسالی، دلم لک زده برای یکبار خواب نیمروزی! بهترین خواب آرام دنیا، خواب بعد از ظهر، بدون غم و غصه و اندیشه های خط خطی...

کوچکتر که بودم تمام هم و غم و دل نگرانی ام هنگام خواب ظهر، نگرانی از جا ماندن از برنامه کودک ساعت 5 ظهر بود...

این روزها که دلم لک می زند برای گوشه ای دنج بدون صدای پای همان مردمی که همزمان با بوسیدنم، طناب دارم را در ذهنشان می بافند، دلم می خواهد سفر کنم!

چقدر سنگین است دلم، بی تاب شده ام، دلشوره دارم... خسته ام!

کنار کامپیوتر شخصی و صفحه های مجازی و سردرد و بوی نسکافه داغ و چند قرص مسکن!! به روزهای طلایی ای می اندیشم که سرشار بود از عطر خوش نارنج و حوض پر از آب و هندوانه های رسیده و دلشوره ی جا ماندن از کارتون های رنگی و دلنگرانی گم شدن کلاه عروسکم؛ بهمن! و دیگر هیچ...


نسرین ،3 دی 89، ساعت:00:26 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نخواب... خواهیم رسید!


تو که تا تحمل این همه تشنگی آمدی
این یکی دو پاییز مانده به رگبار گریه نیز ...
بادیه های بسیاری تو دیده ای
دردت به جانم، نخواب خواهیم رسید
دردهای چه کشیده از مپرس من که تو خاموش
دردت به جانم ، نخواب ... خواهیم رسید


نسرین ،30 آبان 89، ساعت:01:15 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



آتش بیار!


زخمی صد تازیانه ام

ققنوس قلب کوچک بی آشیانه ام

آتش بیار! قصه من را تمام کن

عمری در انتظار همین یک بهانه ام

آتش بیار! دفتر شعرم تمام شد

حتی همین... همین غزل عاشقانه ام...





نسرین ،16 آبان 89، ساعت:10:14 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بیدارم کن!


دستم نه

دلم خواب رفته

با چشمات بیدارش می کنی ؟



نسرین ،3 آبان 89، ساعت:13:46 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



به یک روح بارانی...


حرفی به من بزن

آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد

جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد ؟

حرفی به من بزن ! 

(فروغ)



نسرین ،3 آبان 89، ساعت:13:44 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



...!!!


و تو انگار کن که هرگز نبوده‌ای

و من هرگز به نبودن تو

بودن را

چنین حقیر نینگاشته‌ام ...

 

با سرانگشت

لب‌هام را ببوس

بگذار بین پرستش و عشق‌بازی

آونگ شوم

در خاطره‌ی بشر

چون زنگ کلیسا

در بلندای هستی

 

من به گریه التماس می‌‌کنم

یا گریه به من؟

 

و تو انگار کن از آغاز بوده‌ای

مثل خدا

و مرا آفریده‌ای

مثل نگاهت

یا خنده‌هات ...

 

(عباس معروفی)

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،3 آبان 89، ساعت:13:39 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



زندگی!


من و دلتنگی هامو دیدی ؟

 با یه عالمه حرف نزده

بغض نشکسته

و خنده های بی هوا رها نشده ...

انگار کن که باران خورده باشد توی صورتت

لای موهات

و باد زوزه کشان خودش را به رخت بکشد ُ

ژکِز کنی لابه لای دستهای سرخ و آتش گرفته ات

و غروب هم بیاید

و راه بروی و خط ها را با اندوه های شیرینت وجب کنی

و خیال ببافی !

و خیال میکنم که

زندگی؛

در میان همین اشک ها

و خنده های ما می گذرد



نسرین ،3 آبان 89، ساعت:12:14 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



خواب دیدم...


دیشب خواب دیدم

خواب این اتاق

بی سقف و در و دیوار و پنجره

من دلم هوا می خواد

من دلم خدا می خواد



نسرین ،3 آبان 89، ساعت:12:13 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...


 

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم
بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصل های خشک گذر می کردند
به دسته های کلاغان
که عطر مزرعه های شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
به مادرم که در آینه زندگی می کرد
و شکل پیری من بود
و به زمین که شهوت تکرار من درون ملتهبش را
از تخمه
های سبز می انباشت سلامی دوباره خواهم داد
می آیم می آیم می آیم
با گیسویم : ادامه بوهای زیر خاک
با چشمهایم : تجربه های غلیظ تاریکی
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم می آیم می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که دوست
می دارند
و دختری که هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد


دانلود دکلمه به آفتاب سلامی خواهم داد با صدای خسرو شکیبایی
دانلود دکلمه به آفتاب سلامی خواهم داد با صدای نیکی کریمی

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif

 

نسرین ،26 مهر 89، ساعت:23:26 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



مجنون لیلی


کنار سیب و رازقی نشسته  عطر عاشقی
من از تبار خستگی بی خبر از دلبستگی
عاشقم
ابر  شدم صدا شدی شاه شدم گدا شدی
شعر شدم قلم شدی عشق شدم تو غم شدی
لیلای من  دریای من آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو گم شده در صدای تو
من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو
مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت در به در
مست و پریشون و خراب هر آرزو نقش بر آب
شاید که روزی  عاقبت آروم بگیرم در دلت
کنار هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی بی خبر از دلدادگی
عاشقم، عاشقم



نسرین ،26 مهر 89، ساعت:23:04 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



عادت...


آغوش تو به غیر من به روی هیچكی وا نكن

منو از این دلخوشی ها  آرامشم جدا نكن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودنه کنارت تو بگو به هرکجا پر میکشم

من را توی آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشم های مهربون تو منو به آتیش میکشه

نوازش دست های تو عادته تركم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچ کس رو جای من نیار

مهر لباتو روی تن و لب كسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نسرین ،26 مهر 89، ساعت:22:58 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بارانی ام!


بارانی ام گاهی!

گاهی که می بارم...

گاهی که بیدارم،

گاهی که دنیا را، بیهوده پندارم

آی ای صدای خوب

عطر خوش پاییز

گاهی ببار بر من،

گاهی که می بارم!

گاهی به جای من...

(24/7/89)

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،26 مهر 89، ساعت:22:38 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



درد...


رازهایم همه درد، دردهایم همه سرد

در جدال من و درد و پاییز، چه کسی پیروز است؟

تو بگو خاطره خوب بهار،

به چه دلخوش باشم؟

به تو که رهگذر ایامی؟

یا به فردا که نمی دانم چیست؟

جنگ تا عمق وجودم باقیست...

(24/7/89)

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،26 مهر 89، ساعت:22:33 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



دیگه دیره


دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه که دستاتو نمی گیرم

تو این بارون تنهایی دارم میرم خداحافظ

شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ

دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستامه که دستاتو نمی گیرم

دیگه دیره دارم میرم چقد این لحظه ها سخته

جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بی وقته

دارم تو ساحل چشمات دیگه آهسته گم میشم

برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم

(مازیار فلاحی)

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



نسرین ،23 مهر 89، ساعت:12:18 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



و آرام رفتی...


آرام آرام،

آرام تر از تمام آرامه های کودکیم آمدی؛

و آرامشم را خط خطی کردی؛

و بعد

آرام رفتی؛

و هیچ نفهمیدی

درتمام این لحظه های آرام چه اضطرابی درمن موج می زد!

کاش یک لحظه،

جرات خواندن ناآرامی چشم هایم را داشتی!

کاش یک لحظه،

جرات بر هم زدن آرامشت را داشتم!

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،23 مهر 89، ساعت:12:12 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



زمان!


زمان خیلی زود میگذرد ...

حالِ الان ما با حال دیروزمان پر از تفاوت است...

آن روزها ما قادر بودیم

از هر اتفاقی،

یک شادی طولانی بسازیم!

و این روزها

سخت بدنبال یک اتفاقیم...

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،23 مهر 89، ساعت:12:11 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif



بغض من...


بغضهایم را

به ابرها می‌دهم

و قلبم را

از نام تو پر می کنم

باران که ببارد

آواز قلبم شنیدنی است...

 

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif


نسرین ،23 مهر 89، ساعت:12:08 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif





تعداد کل صفحات : 10 ... 6 7 8 9 10