تبلیغات




رؤیای پرواز - سالهاست که مرده‌ام!...
به یاد خواهم داشت... هرچند اگر کسی به یادم نباشد، به جای خواهد ماند، این لحظه... این احساس... اکنون من پر است از پرواز در تنهایی

سالهاست که مرده‌ام!...


به ساعت نگاه میکنم
حدود  سه ی نصفه شب است!
چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره می روم!
سوسوی چند چراغ مهربان
 و سایه های کش دار شب گردان خمیده
وخاکستری گسترده برحاشیه‌ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ اسمانی چند خروس
از شوق به هوا می پرم چون کودکی‌ام
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آری!
از شوق به هوا می پرم و خوب میدانم
سالهاست که مرده‌ام!



نسرین ،12 دی 92، ساعت:01:01 ، ستاره‌ نقره‌ای

http://pichak.net/themes/01/01/image/t.gif